بررسی داستان جوجه اردک زشت

فرشاد سعیدزاده سه شنبه 5 بهمن 1400 - 21:58
بررسی داستان جوجه اردک زشت
جوجه اردک زشت یکی از داستان های کودکانه عالی و بینظیر است. لابد میپرسید چرا این داستان بینظیر است؟ چراکه این داستان از نظر بسیاری از افراد یک داستان سرگرم کننده برای کودکان است. باید بگویم که جوجه اردک زشت یک داستان ساده و عادی نیست.

شاید بسیاری از ما داستان جوجه اردک زشت را خوانده و یا شنیده و یا حتی کارتون آن را دیده باشیم. اما مفهوم این داستان زیبا چه بود؟

مرور کوتاه داستان جوجه اردک زشت

در این داستان یک جوجه اردکی بود که در همان ابتدا با بقیه متفاوت بود. چرا که او نسبت به دیگر جوجه اردک ها زشت تر بود و برای همین همه او را مسخره می کردند. سالها گذشت و او بزرگتر شد و تبدیل به قویی زیبا شد و نقطه ضعف اردک به نقطه قوت او تبدیل می شود. او به قدری زیبا می شود که همه به او حسادت می کنند.

البته من داستان را خیلی خلاصه نوشتم. ولی مطمئن هستم خیلی از شماها این داستان را به طور کامل مطالعه کردید و یا حداقل کارتون آن را دیدید.

بررسی داستان جوجه اردک زشت

باید این موضوع را بگویم که جوجه اردک زشت یک داستان عادی و معمولی نیست. این داستان قسمت کوتاهی از زندگی افرادی است که در کودکی بسیار مورد تمسخر دیگران قرار گرفتند و این داستان قصد روحیه دادن به این نوع بچه ها را داشت. جوجه اردک زشت به ما نشان داد که بزرگسالی افراد می تواند با کودکی آنها متفاوت باشد.  یعنی حتی اگر شما زشت ترین پرنده هم باشید می توانید به زیباترین پرنده تبدیل شوید.

در اینجا زشت بودن جوجه اردک تنها نمادی از یک کاستی و کمبود یک فرد نسبت به دیگران است. نماد ضعف هایی مانند :

  • ضعیف بودن در درس های مدرسه
  • لکنت زبان
  • لقب های خنگ ، احمق و دست و پا چلفتی
  • و بسیاری دیگر

کودکان را در کودکی قضاوت نکنیم

حتما خیلی از افراد را دیدید که در کودکی دائما توسط اطرافیان ، خانواده و دوستان لقب هایی مثل خنگ و احمق را دریافت میکردند اما بسیاری از آنها در بزرگسالی جریان بازی را تغییر دادند. کودکانی که به ظاهر مهارت خاصی نداشتند و همه افراد هم از آینده آنها نا امید بودند. اما آنها در بزرگسالی فردی بسیار موفق شدند ( در اصطلاح داستان تبدیل به قویی زیبا شدند ).

حتی بالعکس کودکانی بودند که در کودکی به آنها لقب باهوش ، زرنگ ، زیبا ، قوی و هر صفت خوب دیگری را داده ایم و آنها را با جوجه اردک های زشت مقایسه کردیم اما آنها در بزرگسالی فردی متفاوت شدند. یعنی دیگر خبری از آن اقتدار کودکی نبود. ( اینکه چرا این افراد آنطور که باید موفق نشدند خودش دلایل مختلفی دارد که این مقاله مربوط به این موضوع نیست ).

تفاوت در میان کودکان

در میان ما هم کودکانی وجود دارند که با بقیه متفاوت هستند. این تفاوت صرفا از نظر ظاهری و زیبایی نیست بلکه از نظر هوشی ، میزان تحرک ، میزان فعالیت ، نظم و دیگر موضوعات است. کودکانی که در طول دوران رشد خود بارها مورد تمسخر و سرکوفت اطرافیان قرار میگیرند. این اطرافیان می تواند خانواده یا دوستان باشد ( البته ضربه هایی که از خانواده خورده می شود به مراتب بیشتر از دوستان است ). این در حالی است که این جوجه اردک ها قوهای بسیار زیبایی هستند که قرار است در بزرگسالی خودشان را نمایان کنند.

بسیاری از کودکان هستند که کودکی تاریکی دارند اما با تلاش های خودشان از این تاریکی خارج می شوند و در نهایت به یکی از برترین افراد در تخصص خودشان تبدیل می شوند. داستان کاملا روایت گر کودکانی است که قرار است بزرگسالی متفاوتی را رقم بزنند. داستان به کودکانی که سرخورده و ناراحت هستند یاد میدهد که بزرگسالی آنگونه ای که در کودکی در ذهن ما نقش بسته نیست. در بزرگسالی می توانید همه محدودیت ها را کنار بزنید و تبدیل به آن فردی می خواهید شوید.

مفاهیم داستان جوجه اردک زشت

  • اگر شما مسخره میشید و یا طرد میشید به خاطر نقص شما نیست. شما در جایی اشتباه قرار گرفتید. جوجه اردک یک قو بود که به اشتباه بین اردک ها قرار گرفته بود.
  • بزرگسالی می تواند کاملا متفاوت با کودکی باشد.

نتیجه گیری

بسیار افراد موفق و سرشناسی بودند که همه آنها درست ویژگی هایی از همین قبیل را داشتند ( جوجه اردک زشت بودند ). بسیاری از دانشندان و افراد موفق بودند که در کودکی لقب خنگ و احمق را با خود یدک می کشیدند.

البته این به این معنا نیست که برای موفق بودن حتما باید در کودکی خاص و خنگ بود. افراد بسیار زیادی هستند که کودکی عالی داشتند و در بزرگسالی هم به همین عالی بودن و موفقیت ادامه دادند. تمام این حرف ها به این دلیل زده شد که با مسخره و طرد کردن این کودکان از خود کودکی تاریکی را برایشان رقم نزنیم. آینده برای هیچ کسی روشن نیست. هیچ فرد بی استعداد و خنگی در دنیا وجود ندارد. افرادی که خنگ تلقی می شوند تنها در جای اشتباه قرار گرفته اند.

تنها قصدم از نوشتن این مقاله این بود که با حرف هامون برای دیگران دنیایی تاریک نسازیم. هوای جوجه اردک های زشتمون را داشته باشیم. آنها قرار هست به قوهای زیبا تبدیل شوند. فقط صبر داشته باشید.


من داستان جوجه اردک زشت را با گوشت و پوست و استخوانم درک کردم. این دنیایی که برای ما میسازید واقعا دنیای تاریکی هست. البته خدا رو شکر الان این تمسخرها به شدت کم شده.

از طرف یک زخم خورده: تنبل کلاس دوم فرشاد سعیدزاده ( به من بیشتر وصله خنگ بودن میچسبوندن )

نظرات
    بررسی داستان جوجه اردک زشت
    • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
    • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
    • - لطفا فارسی بنویسید.