فرضیه هایی درباره حضرت نوح و نجات دنیا

فرشاد سعیدزاده پنجشنبه 7 بهمن 1400 - 15:54
فرضیه هایی درباره حضرت نوح و نجات دنیا
معروف ترین داستانی که درباره حضرت نوح وجود دارد این است که نوح یک کشتی ساخت و از هر حیوان یک جفت سوار کشتی کرد و نسل موجودات روی زمین را نجات داد. اما چندین فرضیه دیگر هم وجود. البته هیچ کدام تاییدیه علمی ندارند و فقط از گوشه کنار جمع آوری شده اند.

قبل از اینکه به بررسی فرضیه هایی که درباره حضرت نوح وجود دارد بپردازیم باید بگویم که هیچ کدام از این فرضیه ها تاییدیه علمی ندارند و فقط از گوشه کنار مقالات و فضای مجازی جمع آوری شده اند.

معروف ترین داستان و فرضیه درباره نوح نبی

معروف ترین داستانی که درباره حضرت نوح شنیدیم این بوده که:

نوح و قوم او عمری طولانی داشته اند ( البته برخی فقط عمر حضرت نوح را طولانی میدانند ). قوم حضرت نوح به فساد و تباهی کشیده شده بود. نوح حدود 900 سال اقدام به راهنمایی و دعوت آنها به سمت دینش کرد اما قومش به جز عده کمی به او ایمان نیاورد. بنابراین خداوند به نوح دستور داد که یک کشتی بساز چرا که قرار هست قوم تو مورد عذاب قرار بگیرند. پس نوح هم یک کشتی بزرگ ساخت و از هر حیوان یک جفت را وارد کشتی کرد. همچنین هرکسی که به او و آیین او ایمان آورده بود نیز وارد کشتی شد که آنها تنها عده کمی بودند.

سپس طوفان و سیل آغاز شد و تمام قوم نوح در زیر آب غرق شدند. همه موجوداتی که روی کشتی نبودند هم از بین رفتند. پس از مدتی سطح آب پایین آمد و کشتی روی کوهی نشست. حیوانات و افراد از کشتی بیرون آمدند و مجددا حیات ادامه پیدا کرد.

این شایع ترین روایت و داستان درباره حضرت نوح و قومش است. اما فرضیه های دیگری هم در این باره وجود دارد که به آنها خواهیم پرداخت.

پیشرفته بودن انسان ها در زمان نوح

یکی از فرضیه ها درباره نوح این است که : در زمان نوح نبی علم آنقدر پیشرفت کرده بود که همه افراد به خاطر وجود علم عمری طولانی داشتند. مردم در آن زمان از منابع زمین بیش از حد استفاده میکردند. این استفاده بیش از حد از انرژی و منابع زمین هم باعث گرم شدن زیاد کره زمین شده بود (اتفاقی امروزه هم در حال رخ دادن است. یعنی با گرم شدن بیش از حد کره زمین یخ های قطبی نیز آب شده و کل خشکی های کره زمین زیر آب فرو میرود).

نوح مردم را به مصرف کمتر منابع زمین دعوت میکرد و به آنها درباره سیل هشدار میداد اما آنها هیچ توجهی نمی کردند. بنابراین نوح تصمیم گرفت برای اتفاق پیش رو آماده باشد. او یک کشتی (یا زیر دریایی) مجهز و با توجه به علم پیشرفته آن زمان ساخت و از هر موجود روی زمین یک جفت را به داخل کشتی برد تا بعد از نجات پیدا کردن از سیل چرخه طبیعت دوباره ادامه پیدا کند. 

زمان گذشت و گرمای زمین به بالاترین حد خودش رسید. یخ های قطبی به خاطر گرمای بیش از حد آب شدند و یک سیل بزرگ پدید آمد و تمام موجودات روی زمین از بین رفتند. ولی نوح و همراهانش در کشتی یا زیر دریایی پیشرفته خودشان در امان بودند. بعد از مدتی کشتی نوح روی کوهی نشست و همه ساکنین آن از کشتی بیرون آمدند و چرخه طبیعت و حیات ادامه پیدا کرد. البته دیگر خبری از آن علم پیشرفته نبود، چراکه همه آن ساخته ها و دستاوردهای انسان زیر آب ها از بین رفته بود. انسان ها و موجودات زندگی را از نو شروع کردند.

سفر نوح و همراهانش از سیاره ای دیگر

نوح به همراه قومش در سیاره ای دیگر زندگی میکردند. در آن سیاره گذر زمان به گونه ای متفاوت از زمین بود. یعنی هر یک سال در زمین برابر با چندین سال در سیاره حضرت نوح بود. به همین خاطر بود که آنها به نظر ، عمری طولانی داشتند.

قوم نوح آن سیاره را تا مرز نابودی پیش برد و نوح هرچه آنها را راهنمایی و هدایت میکرد فایده ای نداشت. هیچ کس جز عده اندکی به نوح نپیوست. نوح که دید حرف های او روی قومش تاثیری ندارد تصمیم گرفت که خودش و همراهانش را نجات دهد. بنابراین تصمیم گرفت که سیاره را ترک کند. او با هرکسی هم که این موضوع ترک سیاره را در میان میگذاشت مورد تمسخر قرار میگرفت.

حضرت نوح شروع به ساخت سفینه ای کرد تا سیاره را ترک کند. به همین منظور تصمیم گرفت تا از هر موجودی یک جفت به داخل سفینه ببرد تا اکوسیستم جدیدی را در سیاره ای جدید آغاز کند.

روز نابودی سیاره فرا رسید اما نوح برای این موضوع آماده بود. او قبل از اینکه سیاره به نابودی کشیده شود آنجا را با همراهانش ترک کرده بود. پس از مدتی سرگردانی در فضا به سیاره زمین نزدیک شدند و روی آن فرود آمدند. سپس آنها از سفینه خارج شدند و شکل جدیدی از تمدن را در سیاره ای جدید آغاز کرند. سالها گذشت تا نسل انسان و دیگر موجودات بتواند با شرایط زمین سازگار شود که از آن به عنوان نظریه تکامل یاد میشود. پس از گذشت سالها نسل انسان و حیوانات به گونه ای که اکنون مشاهده میکنید درآمده است.

حتی بسیاری شواهد وجود دارد که نشان میدهد قد حضرت نوح و افراد گذشته حدود 7 متر بوده. این موضوع نشانگر این است که میزان جاذبه در سیاره آنها نسبت به زمین کمتر بوده و باعث میشده که نوح و همراهانش قدی بلند داشته باشند. ولی جاذبه زیاد زمین باعث شده بود که قد نسل انسان از نوح به بعد کوتاه تر شود. حتی یک سری از عوامل هم نشان میدهد که ما انسانها برای سیاره زمین نیستیم و از سیاره ای دیگری آمدیم (البته همه اینها احتمال است و از نظر علمی اثبات نشده است).

این موضوع هم درست شبیه به سفر ما انسان ها به کره مریخ است. ما هم قصد داریم مریخ را آماده کنیم و از هر موجود یک جفت به سیاره مریخ ببریم تا نسل جدیدی از انسان در مریخ شروع به زندگی کند. این موضوع باعث می شود که بتوانیم این فرضیه را بپذیریم که نوح و همراهانش از سیاره ای دیگر به زمین آمده اند. شواهدی دیگری هم وجود دارد که گویای این است که ما انسان ها به زمین تعلق نداریم و هنوز سازگاری کامل با این سیاره را پیدا نکردیم.

کلام آخر

فرضیه های دیگر با دین ما همخوانی نداشت بنابراین تصمیم گرفتم فرضیه سوم را برای شما عزیزان قرار ندهم.

قصدم از انتشار این مطالب فقط جالب بودن آنها بود. فرضیه هایی که می تواند درست باشند و یا درست نباشند اما از نظر منطقی قابل پذیرش هستند.

شما چه فرضیه هایی دیگری درباره حضرت نوح و قومش میدانید؟

نظرات
    فرضیه هایی درباره حضرت نوح و نجات دنیا
    • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
    • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
    • - لطفا فارسی بنویسید.